تبلیغات
 فراز آسمان ها - کیمیاگر بیانگر زندگی خود پائولو کوئیلو و فرار وی از بیمارستان روانی

در این پست آشنا می شوید با..........

پائولو کوئیلو

کیمیاگر وامدار پارسیان هنرپرور

چکیده ساختاری مأخذهای کیمیاگر

درون مایه

دریافت

پائولو کوئیلو کیست؟

پائولو در 27 اوت 1947 در شهر ریودوژانیرو، پایتخت سابق برزیل به دنیا آمد.پدرش مهندس و مادرش ، لیژیا ، زنی دیندار و خانه دار بود.خانواده اش علاقه مند بود که او یا مهندس شود یا حقوق دان. از این رو به او فشار بسیاری می آوردند. او به درس علاقه مند نبود لیکن نخستین جایزه ادبی خود را درمسابقه شعر مدرسه یسوعیان دریافت کرد. پدر و مادرش تلاش کردند شوق نویسندگی او را خاموش کنند. این فشارها از سوی پدر و مادرش باعث شد به طغیان کشیده شود و مقررات خانواده را به تمسخر بگیرد. پدرش او را به بیماستان روانی برد و برای درمانش از شوک برقی استفاده کردند.

ادامه مطلب فراموش نشود
منبع:http://honaremotaali.com

پائولو کوئیلو کیست؟

پائولو در 27 اوت 1947 در شهر ریودوژانیرو، پایتخت سابق برزیل به دنیا آمد.پدرش مهندس و مادرش ، لیژیا ، زنی دیندار و خانه دار بود.خانواده اش علاقه مند بود که او یا مهندس شود یا حقوق دان. از این رو به او فشار بسیاری می آوردند. او به درس علاقه مند نبود لیکن نخستین جایزه ادبی خود را درمسابقه شعر مدرسه یسوعیان دریافت کرد. پدر و مادرش تلاش کردند شوق نویسندگی او را خاموش کنند. این فشارها از سوی پدر و مادرش باعث شد به طغیان کشیده شود و مقررات خانواده را به تمسخر بگیرد. پدرش او را به بیماستان روانی برد و برای درمانش از شوک برقی استفاده کردند.

هنگامی که کوئیلو وارد یک گروه نمایشی شد و به کار تئاتر و روزنامه نگاری روی آورد؛ باز هم خانواده اش این کار را نپسندیدند زیرا محیط تئاتر از دید یک طبقه متوسط محیط فاسدی به شمار می رفت.از این رو پدر و مادرش او را برای بار سوم به بیمارستان روانی بردند اما پزشکان به آنها گفتند او هیچ مشکلی ندارد.او تنها باید بیاموزد چگونه با زندگی روبرو شود.

کوئیلو باز هم به تئاتر روی آورد. در دهه 1960 به جنبش هیپی گری پیوست.پائولو از فرقه رام تأثیر پذیرفته است.نیز به سفارش یکی از دوستانش به نام رائول، به ترانه سرایی روی آورد. او بیش از شصت آهنگ و ترانه برای دوستانش آماده کرد که تمامی آنها با استقبال روبرو شد. در این دوران او به بی ایمانی مطلق گرایید و به مواد مخدر، مواد توهم زا، سحر و جادو و استفاده فراوان از مشروبات الکلی پناه برد. او حتی در سفرهای طولانی در جستجوی کارلوس کاستاندا برآمد. این تجربه ها به گفته او در برابر آداب شیطان پرستی هیچ است.در سال 1979 چهارمین ازدواجش را انجام داد. در چهل سالگی دست به قلم برد و نوشته های بزرگی را پدید آورد که شهرتش جهانی شد. وی خرداد 1379 به ایران سفر کرد

کیمیاگر وامدار پارسیان هنرپرور

پائولو به عنوان مشاور یونسکو در گفت و گوی بین ادیان در زمان وزارت فرهنگ و ارشاد عطاء الله مهاجرانی به ایران مسافرت کرد. او می گوید:« برایم دیدن ایران خیلی تکان دهنده بود. من فرهنگ شما را لمس کردم و توانستم روح بزرگ مردم ایران را ببینم...ایران را از مولوی و حافظ و شعرای بزرگش شناختم. این شعرا نه تنها بر من که بر بسیاری از نویسندگان دنیا تأثیر گذاشته اند. مخصوصا مولوی بر من تأثیر بسیاری داشته است؛ اصلا می توانم بگویم بین من و مولوی یک رابطه عمیق وجود دارد. کیمیاگر را تحت تأثیر مولوی نوشتم. یکی از داستانهای کوچک مولوی در مثنوی معنوی دستمایه کیمیاگر شد. من وام دار مولوی هستم....اما یکی دیگر از کتابهایی که بر من تأثیر گذاشت رباعیات عمر خیام بود. من کوچک بودم که مادرم این کتاب را به من هدیه داد...»[11] دیگر قضاوت با خودتان. این شما و این گوی و این میدان.

چکیده ساختاری مأخذهای کیمیاگر

در این هنگامه کوتاه از اصل داستانها و حکایتهایی که کوئیلو از آن بهره گرفته است؛ یادی نمی کنیم. تنها طرح ساختاری آنها ما را بس است و خوانندگان ارجمند را به منابع آن رهنمون می کنیم.

الف- طرح ساختاری داستان مثنوی(به نظم)

1-مردی در بغداد اموالش را از دست می دهد و تنگ دست می شود.

2-مرد در خواب می بیند که هاتفی به او می گوید: به مصر سفر کن که غنای تو در مصر است.

3-مرد بعدادی(عرب) است.

4-خوابیدن مرد در مسجد، راهی برای رسیدن به گنج می شود.

5-عسس، مرد را با مشت و چوب می زند.

6- مرد خود از عسس برای بیان حکایتش مهلت می خواهد.

7-مرد می گوید: به خاطر خوابش آمده است

8- عسس می گوید که بارها چنین خوابی را دیده است و نشانی دقیق محل گنج را می گوید.

9-مرد به بغداد بر می گردد و در خانه خود گنج را می یابد.

ب-حکایت عجایب نامه(به نثر، از مؤلفان قرن ششم هجری)

1-شهر معرفی شده ری و دمشق است.

2- مرد از آغاز داستان فقیر بوده است.( مرد جوان در کیمیاگر هم از آغاز فقیر بود.)

3- قهرمان به سختی و گرفتاری نمی افتد و تا دم مرگ نمی رود و بسبب رویدادی اتفاقی و بی رنج و سختی ، نشان گنج را می یابد.

4- خانه در این حکایت« زهمن» نام دارد.

5- نخستین جمله حکایت خبر دادن از زن درویش است که می گوید خانه از آنِ زن است.

6- گونه گنج مشخص شده است.( در این مورد نیز بین عجایب نامه و کیماگر اشتراک وجود دارد. که همان طلاست.)

3- هزار و یک شب

1-آغاز: مردی بغدادی پس از از دست دادن دارایی اش، با سختی روزگارش را سپری می کند.

2- مرد یک بار در خواب می بیند که گوینده ای به او می گوید: به مصر سفرکن که روزی تو در مصر است.

3-مرد بغدادی(عرب) است

4-خوابیدن مرد در مسجد راهی برای رسیدن به گنج می شود.

5-شحنه، مرد را چندان میِ زند که به هلاکت نزدیک می شود.

6-شحنه سبب آمدن مرد را به مصر می پرسد.

7-مرد می گوید: به خاطر خوابش آمده است.

8-شحنه می گوید سه بار چنین خوابی را دیده است و نشانی دقیق محل گنج را می گوید.

9-مرد به بغداد باز می گردد و در حوض خانه ی خود گنج را می یابد.

با نگاه ساختارگرایانه به این چهار روایت اصلیترین عناصر متن مشخص می شود. و برای آن سه مرحله اصلی را می توان در نظر گرفت.

الف:تعادل اولیه:

1- قهرمان تهیدست است.

2- قهرمان یافتن گنجی را در خواب می بیند.

3- قهرمان به سفر می رود.

ب: برهم خوردن تعادل:

4- قهرمان گرفتار می شود.

5- ضد قهرمان ( ناآگاهانه قهرمان را یاری می کند.)

ج:تعادل دوباره:

6-قهرمان باز می گردد

7-قهرمان موفق می شود

ساختار اصلی این چهار روایت از این ساختار پیروی می کند. با این تفاوت که کوئیلو شاخ و برگ و پرداخت بیشتری را به آن داده است.

درون مایه

موضوع نوشته های کیماگر عرفان و معنویت است.آثار کوئیلو در واقع بازتاب تخیلی تجربه های مادی و معنوی زندگی شخصی وی است. در جریان سفرش به ایران در سال 1379 می گوید: « کتابهایم آینه تجربه افکار و عقایدم است»او عرفان را عاملی می داند که« ارتباط و پل هایی بین مذاهب ایجاد می کند» .« افرادی مانند اشو و کوئیلو، از کتاب های عرفانی اسلامی، حتی قرآن، از عهد جدید و عتیق، تائوته چنیگ، کتاب مقدس تائوئیست ها، متون مقدس بودایی و غیره، استفاده می کنند. معنویتهای نوظهور، در صدد ایجاد دینی جهانی اند؛ و از این رهگذر، در ایجاد ابرفرهنگ جهانی برای تکمیل پروژه جهانی سازی نظام سلطه ، نقشی جدی ایفا می کنند. در معنویتهای نوظهور، حقیقت مهم نیست؛ بلکه کارایی مهم است. و در این صورت، اهمیت ندارد که کدام دین و آیین معنوی کاملتر و درست تر است؛ بلکه هر کدام که تو را آرام می کند می تواند دین تو باشد.

دالایی لاما می گوید: ممکن است کسی با اعتقاد به خدا به آرامش برسد و دیگری با انکار خدا؛ هر کدام باید داروی مورد نیاز خود را انتخاب کنند»

در کیمیاگر نیز هر کسی باید «افسانه شخصی» خود را پیدا کند. و برای رسیدن به افسانه شخصی باید نشانه ها را پیدا کنی و زبان جهانی و روح جهانی را بشناسی.

« مرد جوان در روح جهان غرق شد و دید که روح جهان جزئی از روح خداست. و دید که روح خدا، روح خود اوست. پس او هم حالا قادر بود که معجزه کند.»

افسانه شخصی:« منظور آن چیزی است که تو همیشه آرزو داری انجام دهی . هریک از ما ، از ابتدای جوانی می داند که افسانه شخصی اش چیست.»

«هر کس باید معنای زندگی، یا به تعبیری که رمان بریدا می آموزد، عطیه خود را پیدا و کشف کند. مهم نیست که این رؤیا چیست: توحید یا شر ک، هر چه باشد، سزاوار است که دنبال شود. چون ما را روی پل جهان نامرئی قرار داده، و به زندگی معنایی سحر آمیز می دهد.»

دریافت:

نوشته های پائولو کوئیلو در میان توده مردم جهان تأثیر بسیار ژرفی گذاشته است. این نوشته ها برداشتهایی از عرفان آیینهای گوناگون جهان است. بدین روی مردم سراسر جهان پائولو را از خودشان می دانند و انس زیادی با نوشته هایش دارند. لیکن کتابهای کوئیلو بویژه کتاب کیمیاگر شاید برای یک خواننده حرفه ای در زمینه ادبیات داستانی چندان قابل استفاده نباشد. چون بسیاری از ویژگیهای داستان در آن رعایت نشده است. نیز بر مرزبانان اندیشه های اسلامی است که عرفان اسلامی را از میان جملات و واژگان سنگین بیرون بکشند و به جان انسانها بنوشانند.


برچسب ها: پائولو، کوئیلو، کیمیاگر، نقد،  
تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | 03:05 ب.ظ | نویسنده : فراز آسمان | نظرات

  • paper | خرید اینترنتی | ماه موزیک