تبلیغات
 فراز آسمان ها - مطالب ابر شهید
جانباز 70 درصدی كه فدایی رهبر شد

در روز عاشورای 88 علیرضا به عنوان امداد گر به صورت داوطلب به صحنه میره كه بهش خبر میدن  تعدادی از نیروهای ویژه سپاه در میان جمعیت فتنه گران به دام افتاده‏اند.
. هنگامی که وی به سمت آنها می رود مشاهده می‏کند درحالی که تعدادی از افراد نیرو ویژه روی زمین افتادند یکی از اوباش باک بنزین موتور آنها را باز کرده و با ریختن بنزین رو این افراد آنها را زنده زنده آتش می‏زند. وی هم با جسارت و شهامتی مثال زدنی به سمت آنها می رود تا جلوی یک عمل فجیع ضد انسانی را بگیرد اما ..
چون بخاطر محرم علیرضا ریش داشته یه نفر داد میزنه آهای این یارو اطلاعاتیه
خلاصه با یه میله آهنی میزنن تو سرش كه جمجمه ی ایشون از سه جا میشكنه و.....

از زبان خود این شهید بزرگوار: «یک خانمی داد زد این امدادگر نیست، این اطلاعاتیه! ... با این (میله آهنی) زد، من بیهوش شدم. افتادم روی همون بنده خدا. نمی دونم نیم ساعت، سه ربع، یه ساعت ... من را بردند به یک خانه ای، من بهوش که آمدم با میله زدند. دستهایم را از پشت بسته بودند در یک زیر زمین، با صدای دوربین فهمیدم دارند فیلم برداری می کننند. آمدند بالا سرم که فحاشی کن به ...، سی و اندی سال از خدا عمر گرفتم و با یک سری عقاید و آرمانها و  برایم کار سختی بود و این کار را نکردم اما عصبانی شدند که حرفی نمی زنم. و مرا زدند، زدند ... تا می خوردم زدند، آنقدر که الان بعد از دو سال الان یک چشمم نابینا شده و یک گوشم ناشنوا. ضرباتی که می زدند کاری بود. آنقدر می زدند که تقریبا جنازه ام از آنجا بیرون آمد ... تمام ناخن های پایم را کشیدند، یکی شان درفش دستش بود می کرد زیر ناخنم بعد با انبردست می کشید بیرون... روی پایم را سوزاندند.»

و در ادامه اینكه شهید ستاری گفتند: بنده زمانی که در بیمارستان بودم، مصاحبه‌ای با خبرنگاران داشتم که عواقبی هم داشت؛ سایت‌های ضدانقلاب مصاحبه تلویزیونی مرا روی صفحات خود گذاشتند و اعلام کردند: «این مأمور است و هر کسی او را می‌شناسد به ما بگوید»؛ در ادامه آدرس و مشخصات و شماره تلفن مرا روی سایت‌ها ‌گذاشته شد.
و منزل ایشون رو به آتش كشیدند
  بهمن 92 ایشون بعد از تحمل رنج ها و سختی های جسمی و روحی زیادی به درجه رفیع شهادت نایل شدن
به نقل از ایشون دردهای جسمی رفع میشن ولی دردهای روحی نه زیرا جز سپاه پاسداران كسی از ایشون یادی نكرد حتی بنیاد جانبازان




 
[www.ammarname.ir/sites/default/files/news/video/1392/11/18/12345.MP4]

برچسب ها: شهید، فتنه،  
تاریخ : شنبه 26 بهمن 1392 | 11:06 ق.ظ | نویسنده : فراز آسمان | نظرات
شعبان علی ، دانشجوی سال سوم رشه مهندسی كشاورزی در دانشگاه تبریز بود . انجا هم برای خودش عالمی داشت . در آن سه سال وجود نازنینش را وقف ارسال انقلاب به شهرهای كوچك و دور افتاده آذربایجان كرده بود. در دانشگاه هم بخاطر فعالیت های انقلابیش ، انگشت نمای خاص و عام بود.
رییس دانشگاه تعریف می كرد : یك روز كه به دانشگاه می رفتم ، دیدم كه 100 نفر دانشجو ، به اتفاق هم غیبشان زدهف وقتی پیگیر شدم ، فهمیدم شعبان  همه انها را به جبهه برده است .
آذربایجانی ها می گفتند : شعبان لاری نیست ، تبریزی است
بعد از شهادت ایشان ، اسم دانشگاه و كتابخانه را بنام او تغییر دادند.
سردار شهید شعبان علی عفیفه
تولد: 23/3/1337
شهادت : 18/1/1366 پاسگاه زید
سمت : فرمانده گردان _ لشكر 33المهدی




برچسب ها: شهید، شعبانعلی، عفیفه،  
تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 08:50 ب.ظ | نویسنده : فراز آسمان | نظرات

سامانه ی کشف نظر آقا مرتضی در انتخابات ریاست جمهوری!

 آنقدر صریح بود که ممنوع القلم اش کردند. کیهان هم حاضر نشد مقاله هایش را منتشر کند. صدا و سیمای هاشمی هم که پیغام داده بود صدای آوینی رو از روی مستند خنجر و شقایق بردارید تا پخشش کنیم. بعدتر هم خود محمد هاشمی به او گفت از این برنامه ها دست بردار، دیگر دوران روایت فتح گذشته...

 آقا مرتضی! اگر بودی احتمالا در اینروزها در حمایت از یک کاندیدا و در ردّ دیگری چیزهایی می نوشتی. نوشته هایت گواه این است که ساکت نمی ماندی. تو زمانی که کسی جرأت انتقاد نداشت علیه ظلمت زدگی بردگان تکنیک حرفی بزند، نقد می نوشتی؛ ولی حالا که نیستی نوستالژی مشترک همه شده ای!

 با خود می گویم این آیه وصف حال امروز ماست: الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الالمتقین: امروز روزی است که همه ی رفقای قدیمی با هم دشمن بشوند... یا یوم یفر المرء من اخیه... گویا داریم از هم فرارمی کنیم تا از شر زبان و قلم هم در امان باشیم.

 اگر بودی برایت سامانه ی کشف نظر راه می انداختیم... البته اگر بودی یحتمل دیگر آنقدرها هم مهم نبودی! ولی حالا که نیستی همه با زبان تو حرف میزنیم. نمی فهمم یک نفر آدم معمولی چقدر می تواند مفید باشد! یعنی تا این اندازه!




برچسب ها: شهید، مرتضی، آوینی،  
تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1392 | 06:53 ب.ظ | نویسنده : فراز آسمان | نظرات
بعضی وقتها غرق تحصیل می شیم و دیگر وظیفه ها رو فراموش می کنیم،بعضی وقت ها وظیفه ها رو میگیریم , تحصیل رو بی خیال

میشیم . اما اینجا می خوایم وصیت کسی رو بخونیم که قله های تحصیل و دیگر وظیفه ها رو با هم فتح کرد .

رتبه اول رشته ی شیمی ، در دانشگاه شریف ، فرمانده گردان حبیب و فرمانده تیپ 10 سید الشهدا ،شهید محسن وزوایی: "ای امت

شهید پرور ایران! امروز در شرایطی هستم که لحظه ای غفلت خیانت به اسلام و قرآن است . باید با هم برای خدا تا آنجا که جان در توان

 داریم کوشش کنیم . امروز تمامی مزدوران و طاغوتیان به مقابله با انقلاب عزیز اسلامی پرداخته اند و در راس آن به تغبیر امام، شیطان

 بزرگ آمریکا و در دنبال او تمامی وابستگان دیگرش . پس خدا غافل نشوید که پشیمانی سودی ندارد،..............

اگر نتوانستید جنازه ام را به عقب بیاورید آن را به روی مین های دشمن بگذارید تا اقلا جنازه ام کمکی به حاکمیت اسلام کرده باشد.

خوبه ما هم یکم اد بگیریم بعضیامون وارد کارای فرهنگی میشیم درسو ول میکنیم یا اون قدر به درسه میچسبیم که غذا خوردنم یادمون

میره یاد بگیریم خوبه


برچسب ها: درس، شهید، محسن، وزوایی، سیدالشهدا،  
تاریخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 | 09:34 ب.ظ | نویسنده : فراز آسمان | نظرات

  • paper | خرید اینترنتی | ماه موزیک